تبليغاتX
همیشه سبز - همیشه بارانی
 
 
   
 
 
گذري بر «غزل هفتاد» در چهار دفتر از
كريم رجب   زاده ، رضا عبداللهي ، محمد سعيد ميرزايي و هادي خوانساري غزل ،غزلهاي هفتاد
079179.jpg
• يك
زماني نه چندان دور، هنگامي كه عباس صادقي [پدرام ] «غزل خون »اش   را مي   سرود، به رغم خوشبيني كساني چون «م .آزاد»، جامعه روشنفكري   اين آثار را آثاري از سرتفنن ارزيابي مي   كرد و چندان بهايي براي آن قايل   نبود. حتي «حنجره زخمي تغزل »، كه حسين منزوي را از انزوا درآورد تنها   توانست قلوب كلاسيك   ها را تسخير كند. جامعه در آن زمان ، هنوز   درگير   ذهنيت مدرنيستي خود بود؛ حتي چاپ غزل هايي گاه درخشان در صفحات   ادبي وزين هفته نامه   اي نه چندان وزين [زير نظر «عليرضا طبايي »] نتوانست   آن شور و شوق نهفته جامعه را كه به يك   باره در دهه چهل به سمت شعر   نو سرريز شده بود برانگيزد. از دل آن صفحات ، دوشاعر مشهور اوايل دهه   شصت [نصرالله مرداني و حسن حسيني ] سر برآوردند. آنان متأثر از سبك و   سياق «پدرام »، به غزل سياسي اجتماعي گرايش داشتند اما در مجموع ، زباني را اختيار كرده بودند كه متعلق به خود آنها بود قابل بازشناسي و   مشمول تمايز زباني . به اين مجموعه مي   توان محمد علي بهمني را نيز افزود   كه كمي بعد با انتشار «گاهي دلم براي خودم تنگ مي   شود» جبهه   اي جديد   گشود. با اين همه باز هم تكرار مي   كنم در اواخر دهه پنجاه اين حركت مقبول   كل جامعه و علي   الخصوص جامعه روشنفكري واقع نشد. چرا؟ شايد به اين دليل كه مدرنيسم شناور در جامعه ، عقبگرد و بازنگري در دست   آوردهاي «فرهنگ خودي » را نمي   پذيرفت ؛ اما به ناگهان اين «مدرنيسم شناور»   با   وقوع تحولات ،۵۷ در «وضعيت پست مدرن » قرار گرفت ؛ مجبور شد تا واقعيات   پنهان شده فرهنگي را، كه پس از «۱۳۰۴» و به تخت نشستن «پهلوي   پدر»،   در لايه   هاي زيرين جامعه به حيات خود ادامه داده بود، بپذيرد. اين   واقعيات ، در پس «مدرنيسم پرزرق و برق » دوران «پهلوي پسر»، نه تنها محو نشده   بود كه به وسيله اعزام «رسولان فرهنگي » آن ، به مؤسسات آموزش عالي و   [با استفاده از سرمايه   هاي حاصل از تجارت سنتي ] به آن سوي آبها   [اروپا   و آمريكا] به دانش روز نيز مسلح شده بود و آماده بود تا محورهاي اصلي تمدن نو را با خطر مواجهه با «مردمان از نو سربرآورده آتلانتيك » روبرو كند.   همه اينها، نه تنها كل جامعه را [پسند كل جامعه را] تحت شعاع قرار   داد   كه حتي ديرپاترين حزب ماركسيستي ايران را نيز به جايي كشاند كه با   داير كردن كلاسهاي آموزش قرآن و نهج   البلاغه بخواهد «التزام عملي خود   را   به سنت فرهنگي » به اثبات برساند. در چنين جامعه   اي كه مشغول دفن   همه رويكردهاي مدرنيستي پهلوي   هاي پدر و پسر بود ديگر جايي براي «شعر   نو»، «هنر نو»، «تكنولوژي نو» و هر «نو»ي ديگري نمي ماند. سنت ، انتقام سكوت   و سكون پنجاه و اندي ساله خود را از «مدلول »ها مي   ستاند نه از   «دال   ها». پس پسند جامعه تغيير كرد و شعر كلاسيك در كلاسيك   ترين شكل خود   بدل به «اسطوره شاعري اين روزگار» شد. شايد اگر حضور شعري «مرداني »   و «حسيني » [و به طور كلي ، شاعران جوان حوزه هنري در اوايل دهه شصت ]   به شكلي پررنگ [در جامعه و نه در ميان روشنفكران ] و حضور «بهبهاني »   [با «دشت ارژنگ »اش ] و «بهمني » به شكلي كم   رنگ [در سطح جامعه ؛ اما   پررنگ در جامعه روشنفكري ] نبود «شعر كلاسيك بسيار كلاسيك » [با   بازگشتي شديدتر از بازگشت «سبك بازگشتي »ها] مي   توانست نه تنها «قالب شعر نو» را كه «انديشه شعر نو» و به طور كلي ، «انديشه نو» را به «زباله   دان تاريخ » بسپارد.
079176.jpg
با اين همه ، از اواخر دهه شصت و پاگيري نشريات   روشنفكري ،   جريانات دهه   هاي چهل و پنجاه البته به شكلي «اقل گرايانه » تكرار و باز، نظر   نسل جوان به «شعر نو» معطوف شد. اوايل دهه هفتاد هم كه «مدرنيسم و سنت » در دل «شعر هفتاد» به «ازدواجي فرخنده » رسيدند باز اين موج ادامه   يافت اما هرگز نمي   توان تاريخ را دور زد؛ نسلي كه شعر را از نو با   «سعدي   و فردوسي و حافظ» شناخته بود، شيريني غزل را با «ذايقه   ادبي »اش   حس كرده بود ؛ دست   آوردهاي شعر نو را [شكل   هاي روايي نو، خرده روايات ،   كلان روايت ، موجبيت ، ساختار متمركز و...] به آن افزوده بود. اين   بار،   شاعران نوگو [حتي پيشروترينشان ] نقشي ارتجاعي را بازي كردند و چه با   لعن   و طرد، چه با اختيار كردن سكوت ، جريان موسوم به «غزل   فرم »   را   در رسانه   هاي مرتبط با خود [كتب نقد، نقدهاي ماهنامه   اي و هفته   نامه   اي   و روزنامه   اي و...] با «فرهنگ حذف » روبرو ساختند؛ حتي زماني كه قرار شد «سفيران ادبي » ايران ، به «بريتانياي صغير» سفر كنند از   سوي   جريان روشنفكري ، «سفيران غزل » به گونه   اي انتخاب شدند كه دل   سياستمداران دوكشور گرم شود نه تنور ادبيات پارسي . [طي دهه هفتاد، غزل از يك «قالب » به يك «شكل » تغيير ماهيت داده بود   كه البته تازگي نداشت چرا كه در بهترين غزليات «سعدي ، حافظ، مولانا،   بيدل ، حزين و...» ما با «شكل روايي » روبروييم نه با قالبي از پيش آماده .] به عنوان تكمله ، بايد به اين مطلب نيز اشاره كرد كه «عموم حذف   كنندگان غزل از دايره شعر روزگار» [نه خصوص   شان ]، خود از «اهل قالب »اند؛ آنان   از «شكل روايي » ناآگاهند و شعرهاي نيمايي و سپيدشان را همچون غزليات   و قصايد ديروز به كار مي   گيرند؛ دريغا!
• دو
شايد اشاره به اين موضوع خالي از لطف نباشد كه غالب «طردكنندگان   غزل فرم »، از گفته   هاي «احمد شاملو» شاهد مثال مي   آورند در حالي كه [به   رغم محترم شمردن شعرش ] دست   آوردهاي شعري   اش را زير سؤال مي   برند   والبته ناآگاهند از اين مطلب ، كه همانگونه كه نيما، «شعر سپيد» را رد كرده بود   و «شاملو» آن را عزت و احترام بخشيد، هر نسل آزاد است كه   خود   درباره چگونه گفتن ، چه گفتن و چرايي گفتن خود تصميم بگيرد.
• سه
* قطار، در هيجان گذشتن از پل و بعد/... كنار ريل ، تو بودي و شاخه   اي گل   و بعد/: گلي رها شده بر آب ، چندماهي سرخ/ (صداي گنگ قطاري كه رد شد از پل و بعد...) [مرد بي   مورد محمد سعيد ميرزايي ]
براي نگاهي گذرا به غزل دهه هفتاد، چهار شاعر را ازسه   نسل   انتخاب كرده   ام : كريم رجب زاده [متولد۱۳۲۶]، رضا عبداللهي [متولد۱۳۴۰]،   محمد سعيد ميرزايي [متولد۱۳۵۵] و هادي خوانساري [متولد۱۳۵۵]. دوشاعر جوان ، كمابيش هم داراي علايق ، هم فضاهاي مشترك   اند،   از   يك نسل   اند و متعلق   اند به جريان «غزل فرم »؛ اما رجب   زاده و عبداللهي ، پيش   از آنكه به «غزل فرم » متمايل باشند ادامه   اي هستند بر   «جريان   ميانه   روي سبك هندي » كه در بهترين شعرهاي «حزين لاهيجي » متجلي است .   ارجحيت رجب   زاده و عبداللهي بر شاعران هم   نسل خود، در توجه آنها به   «شكل روايي » و منطق ساختاري است و البته اصالت شعرشان . [به رغم   تمايلشان به فضاهاي شهري و امروزي ، ما با «شعرهايي نو» محبوس در «قالب   غزل » روبرو نيستيم .] بايد پذيرفت كه «انگيزه روايت » بايد با «شكل » آن   متناسب باشد. اصلاً چرا و به چه دليل بايد شعري سپيد را به «شكل » غزل بيان كرد و بالعكس . [در مورد بالعكس   اش ، مي   توانيد به شعرهاي   نيمايي   دكتر خانلري ، دكتر هنرمندي و... رجوع كنيد] در مقابل ، شعرهاي   «ميرزايي »   و «خوانساري »، عميقاً متأثر از معماري شهري زمانه   شان ، مكانها   را   با «جزيي   نگاري توصيف   ها» و «تشريح روان   آدمي » [متأثر از آموزه   هاي يونگ   و واپسين درسهاي روانكاوي عام ] براي مخاطبان معنا مي   بخشند. ارجح دانستن اين چهار غزلسرا، در تعادل آنان و برخورد ميانه روانه   شان در   سه   نسل مختلف است وعلاوه بر اينها، به دليل به روز بودن هر چهارتن .
079173.jpg
• چهار
فرود صاعقه گفتي ، فراتر از اين است / خبر هميشه خبر نيست پتك   سنگين است / غروب كرده مگر آفتاب اول صبح / چقدر سقف بلند ستاره پايين   است [گزيده اشعار؛ كريم رجب زاده ] دل آبي   ات از من آزرده است / چو دريا كه در خود، گره خورده است / به اميد تو يك نفس زنده   ام / وگرنه دلم ، سالها مرده است / مرا غربت خيس چشمان   تو/ به ابري   ترين فصلها، برده است / مگر حرف سنگين به تو گفته   ام / كه بر   خاطر شيشه برخورده است [گزيده اشعار؛ رضا عبداللهي ] كجاست جاي تو در جمله زمان كه هنوز/... كه پيش از اين؟ كه هم   اكنون؟ كه بعد از آن؟ كه هنوز/ و با چه قيد بگويم كه دوستت دارم؟/ كه تا ابد؟   كه هميشه؟ كه جاودان؟ كه هنوز؟[مرد بي   مورد؛ محمد سعيد ميرزايي ] عصري ميان آن همه خون گريه   ها و دود/ ماشين سرخ گل زده آمد تو را   ربود/ ماشين سرخ گل زده آهسته رفت و بعد/ يك سايه ناپديد شد آن جا ميان دود/ رفتي و بعد خاطره   هايت يكي   يكي / مهماني آمدند در اين خانه   ي كبود.../   آن شب زپشت پنجره مردي كنار رفت / مردي شبيه من ، جسدي خسته و   عمود/ حالا به احترام تو بعد از دوسال باز/ عصري كنار پنجره اين شعر   را   سرود [كلاوياي شكسته ؛ هادي خوانساري ]
079170.jpg
• پنج
مي   توان براحتي ، مثالهاي فوق را با هم آوردهاي سپيدشان سنجيد و از جهت «احترام به مخاطب ، تثبيت ارزش   هاي جهان   نگرانه ، احترام   به   شكلهاي روايي نو، اقتدار انگيزه روايي ، جذابيت روايت ، نزديك شدن به نظام نثر   در عين رعايت اوزان عروضي و...» آنها را ارجح دانست البته بايد پذيرفت   كه اين جريان نو، هنوز در آغاز راه است و شايد از لحاظ توازن ميان   «كميت   و كيفيت » قادر به رقابت با موجوديت هشتادساله شعر نو نباشد   واز   طرف ديگر، به دليل دست بردن در معيارهاي شعر كلاسيك ، از   پشتوانه   تمايل مردمي نيز كم بهره ببرد اما اگر تمايل جوانان به اين «ژانر» با   همين   نرخ رشد ادامه يابد دور نيست روزگاري كه «غزل فرم »، [همانگونه   كه   «شعر سپيد» روزگاري «شعرنيمايي » را به عنوان «قالب مسلط» مغلوب كرد]   شعر سپيد را مغلوب خود سازد.
 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 

ناهید یوسفی و کتاب هایش

هـركـس بـه طــريقــي دل مـامـي شكند/ بيگانه جدا دوست جدا مي شكند ...  رباعي مشهور سالهاي اخير ، سروده ناهيد يوسفي است. يوسفي شاعري را از سال ها پيش ـ دهه 50 ـ آغاز كرد. از او 3 دفتر شعر تحت عنوان " هر كس به طريقي دل ما مي شكند"، " گزيده ادبيات معاصر " و " عطسه هاي عصباني" منتشر شده است. نشست يكصد و نود و سوم كانون ادبيات به بررسي و نقد عطسه هاي عصباني اختصاص داشت.

البته ۳ جلد از کتاب های شعر ایشان در دست چاپ می باشند که دوستان علاقه مند می توانند تا پایان امسال به این کتاب ها دسترسی پیدا بکنند .


«از لاله زار تا جمهوری» در بازار کتاب

تهران - خبرگزاری ایسکانیوز: کتاب «از لاله زار تا جمهوری» اردیبهشت ماه امسال بعد از عرضه رسمی در نمایشگاه بین المللی کتاب روانه بازار کتاب می شود.
مهدی موسوی که این کتاب به همت او گردآوری شده در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" گفت:کتاب «از لاله زار تا جمهوری» به شیوه آنتولوژی گردآوری شده است،"آنتولوژی" به معنای اینکه در این کتاب مجموعه ای از آثار شاعران و ترانه سراهای امروز کشور مبتنی بر یک روش آزاد جمع آوری شده است، یعنی اینکه هیچ معیار و وصفی برای ترانه ها قائل نشدیم که بگوییم این ترانه سراها به دلیل اینکه با سابقه ترند و یا این ترانه ها به دلیل اینکه در این ژانرند باید در این مجموعه قرار بگیرند ، اصلا اینطور نبوده است.
وی در ادامه گفت:در کنار این ترانه ها تعدادی مقاله و یادداشت هایی از ترانه سراها و شاعران با سابقه جمع آوری شده که می تواند تبدیل به یک منبع برای علاقه مندان شود.
موسوی در خصوص بخش های این کتاب یادآورشد: کتاب «از لاله زار تا جمهوری» از دو دفتر تشکیل شده دفتر اول شامل مقالاتی از محمد علی شیرازی ، اکبر آزاد، عبدالجبار کاکایی، دکتر سیامک بهرام پررور، محمدرضا حبیبی، هادی خوانساری و ... است، در بخش دوم که بخش ترانه و نمونه آثار،بخش اعظمی از این کتاب را تشکیل داده است از ترانه سراهایی چون محمد صالح علا، دکتر افشین یداللهی، نیلوفر لاری پور، ترانه مکرم، افشین مقدم، روزبه بمانی، افشین سیاهپوش، شایا تجلی، فرزاد حسنی، اندیشه فولادوند ،ساناز صفایی، حسین متولیان، رها شایان،علیرضا بندری ،آرش نصیری و در مجموع حدود 60 ترانه سرا آثاری ارائه شده است.
این ترانه سرا با اشاره به اینکه کتاب «از لاله زار تا جمهوری» را نشر شانی در 170 صفحه چاپ کرده خاطرنشان کرد: تیراژ این کتاب 3000 جلد است که اردیبهشت ماه امسال در نمایشگاه کتاب به صورت رسمی عرضه می شود.
مهدی موسوی در خصوص پیش بینی استقبال مخاطبان از این کتاب تصریح کرد:زمانی که ترانه سراهای جوان در پی این هستند که از تجربیات تعدادی از ترانه سراها باخبر شوند و از آنجایی که در زمینه ترانه و ترانه سرایی کتاب های زیادی نداریم که به صورت جامع ، کامل و تخصصی به ترانه پرداخته باشد و همچنین به واسطه اینکه بیش از چند دهه از حیات موسیقی پاپ نمی گذرد، فکر می کنم این موارد باعث شود تا مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد./120


مریم جعفری آذرمانی و کتاب هایش

مریم جعفری غزل بانوی معاصر ایران با نوشته های خود و کتاب های خود شاعران و دوستان علاقه مند به شعر و نوشتن را مجذوب به خود کرد .

مریم جعفری آذرمانی با منتشر کردن کتاب هایی چون : " پیانو" ،" بررسی ،آثار و زندگینامه ناظر کر مانی" و" زمزمه باد " توانست نام خود را به عنوان بانوی غزل سرای نوین نه تنها در کشور خودمان بلکه در چندین کشور دیگر نیز  مطرح بکند . مریم جعفری آذرمانی در کنار نوشتن شعر به مترجمی می پردازد .


ضیا الدین خالقی

استاد خالقی با انتشار دو کتاب در سالهای۱۳۷۱و ۱۳۷۲  به نام های "رویایی به رنگ آتش و آب " و " بارانی از پریشانی یار " وارد عرصه حرفه ای شعر و شاعری شد . از کتاب های دیگر ایشان می توان به
"آنتولوژی ، سیب اتفاقی است که می افتد " ، " سمبولیسم به روایت امروز " ، " دلشوره های من و خاک کاغذی" و " به رنگ باران " اشاره کرد .
 
هزار سال گذشت
تا من به شادی های تو رسیدم
هزار سال باید بگذرد
تا تو به غم های من برسی ،
بارانی که می بارید بر حوض
این را به من گفت
پاییزی که می بارد با برگ هایش
.این را به تو خواهد گفت
بارانی از پریشانی یار
 
 
 
 
 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
  به زودی بخش مصاحبه با شعرا مانند بخش معرفی کتاب راه اندازی خواهد شد .

شاعرانی که مصاحبه با آنان به زودی در این پایگاه نوشته خواهد شد عبارتند از :

ناهید یوسفی ،یزدان سلحشور ، مریم جعفری آذرمانی ، ضیا الدین خالقی ، ریحانه چزانی

برای بزرگتر دیدن کلیک کنید . . .

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 
 

صدای موسیقی گیلان

احمد عاشورپورمرد بلند آوازه موسیقی گیلان در بیمارستان جم تهران بستری شد .وی که در خاطر چندین نسل از گیلانی هاست حدود یک ماهی می شودکه در بستر بیماری است .استاد عاشور پور در 18 بهمن امسال به 90 سالگی می رسد ومتولد 1296 در غازیان بندر انزلی می باشد .

عاشورپورخواننده ،آهنگسازوترانه سرای محبوب گیلان ،تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی کشاورزی به پایان رساند ودرسال 1322 در رادیو به ابوالحسن صبا معرفی شد و بعد از آن شروع به خواندن کرد .همکاری او با استادصبا تا اواسط سال 1325 ادامه یافت.

ارکستروی متشکل از نوازندگانی چون مرتضی محجوبی ،حسین تهرانی و چند تن دیگر از هنرمندان به نام بود ،بعداز آن با تأسیس انجمن ملی موسیقی به دعوت روح الله خالقی همکاریش را با این انجمن ادامه داد،ازویژگیهای کارهای عاشورپور می توان به جمع آوری آوازهای فولکور گیلانی ودر هم آمیزی آن با موسیقی فرنگی آن سالها( دهه 20 و30 )اشاره کرد.اغلب ترانه های وی را جهانگیر سرتیپ پور سروده است.

عاشورپور از سال 1338 در وزارت کشاورزی استخدام شد وبعد از انقلاب به عنوان مدیر عامل کشت و صنعت مغان شروع به کار کرد.

از ترانه های بسیار مشهور اومی توان به جمعه بازار (ترانه سرا:سرتیپ پور ) سرکوه بلند،گل بانو(ترنه سرا:عاشورپور) اشاره کرد.احمد عاشورپور سالها مقیم کشور فرانسه بوده و چندی پیش در 86 سالگی 2شب در فرهنگسرای اندیشه به اجرای برنامه پرداخت.


با آرزوی سلامتی هرچی سریعتر استاد احمد عاشورپور.

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد

گمان مبر که مرا درد این جهان باشد


کوچ غمگینانه دوست فاضل، مهدی بالایی را به عالم بالا تسلیت می گوییم . او رفت و ودیعت حیات را به موکلان قضا و قدر سپرد .

روحش شاد و یادش گرامی - شاعران فرهنگسرای اندیشه و استاد رضا عبداللهی

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 

" وزن شعر معاصر " با نمونه هایی از اشعار شاعران امروز مکتوب شد
" وزن شعر معاصر " تحقیق و پژوهشی در مورد وزن شعر معاصر به قلم "شراره دادگر " و با مقدمه رضا عبداللهی - شاعر ؛ توسط نشر نغمه زندگی به بازار کتاب و ادبیات آمد .

به گزارش خبرنگار فرهنگ و ادب مهر، " وزن شعر معاصر " به کوشش " شراره دادگر " محقق ادبی درعلم عروض ، تالیف و در دسترس علاقه مندان به شعر و ادب به ویژه دانشجویان ادبیات قرار گرفته است .

یکی از ویژگی های این کتاب اخذ اوزان شعرمعاصرازکتابهای منتشر شده  شاعران معاصرایران با در نظر گرفتن صاحبان اعاریض است .

در بخشهای مختلف کتاب ، بسط و گسترش اوزان درحوزه عروض معاصرنسبت به عروض کلاسیک که دامنه اوزان تنها در پنج دایره عروضی محدود شده بود ، مشاهده می شود ، این گستره نه تنها درازدیاد وزنها بلکه در تعداد هجاها نیز مشهود است . این کتاب حاوی معرفی روش نوین و آسانی از تقطیع به ادب دوستان است .

به گزارش مهر ، شراره دادگردر مقدمه کتاب آورده است : با توجه به کثرت حضور مجموعه اشعار اهل ذوق در بازار ادب ، پرداختن و ذکر تمامی اوزان نوین در قالب های کلاسیک معاصر تقریبا امری محال و غیر ممکن است اگرچه در جلد دوم تمام تلاشم را به جمع آوری کلیه اوزان جدید استوار خواهم کرد .

 


هر وقت خندیدم نگفتم غم ندارم

چیزی برای گریه کردن کم ندارم

اینجا تمام خنده ها آهنگ گریه است

موسیقی دردم که زیر و بم ندارد

صمد پرویس - کتاب چشمه زیر پای چشمت - انتشارات نغمه زندگی - قیمت :۱۵۰۰ تومان


مجموعه شعر "بی نام " اثر خامه جادویی شاعر و محقق معاصر آقای سید محمد سادات اخوی است . اشعار این مجموعه که متعلق به سال های ۱۳۶۹ تا ۱۳۸۶ می باشد با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه در ۲۷۶ صفحه به تازگی از سوی انتشارات حوا بزیور طبع آراسته و روانه بازار فرهنگ و ادب گردید.

مطالعه اشعار این شاعر نام  آشنا را به خیل مشتاقان ادب پیشنهاد می کنیم.

تا دست کسی به خاک پایی نرسد

دستی به اجابت دعایی نرسد

فردا که نتیجه عمل ماند و بس

بی مهر علی (ع) کسی به جایی نرسد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 

پيكر نادر ابراهيمي در قطعه‌ي هنرمندان بهشت زهرا (س) آرام گرفت.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پيكر اين نويسنده و فيلم‌ساز فقيد امروز (دوشنبه، 20 خردادماه) با حضور علاقه‌مندان فرهنگ و هنر از خانه‌ي هنرمندان ايران به سمت قطعه‌ي هنرمندان بهشت زهرا (س) تشييع شد و در كنار عباس كاتوزيان - هنرمند نقاش - و اسماعيل داورفر - هنرمند بازيگر - به خاك سپرده شد.

خانواده‌ي ابراهيمي تمايل داشتند پيكر او در كنار اكبر رادي - هنرمند نمايش‌نامه‌نويس - به خاك سپرده شود، كه اين امر ميسر نشد و حالا ابراهيمي با سه رديف فاصله از رادي در خاك آرميده است.

در مراسم تشييع پيكر نادر ابراهيمي، جواد مجابي، كيومرث پوراحمد و... سخن گفتند و سرديس اين نويسنده به خانواده‌ي او اهدا شد.

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 

رضا عبداللهي «خودستايي در بيان شاعران» را منتشر مي‌كند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و ادب - كتاب

رضا عبداللهي "خودستايي در بيان شاعران" را منتشر مي‌كند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به گفته‌ي اين شاعر و پژوهشگر، اين ‌كار در امتداد "هجوگويان فارسي‌زبان" قرار دارد كه پيش از اين، توسط نشر نغمه‌ي زندگي وارد بازار شده است. كتاب حاضر به‌نوعي تكميل‌كننده‌ي اين اثر است و از سوي مؤسسه‌ي انتشاراتي پيوند منتشر خواهد شد.

ديگر كتابي كه از عبداللهي به چاپ خواهد رسيد، "اگر بار گران بوديم، رفتيم" شامل دوبيتي‌هايي بر اساس ضرب‌المثل‌هاي فارسي است، كه توسط نشر نغمه‌ي زندگي ارائه خواهد شد.

به ‌گفته‌ي او، به‌زودي نيز سه ‌كاست از شعرها و ترانه‌هايش با صداي مهراد صلح ‌ميرزايي، مهرداد كاظمي و بيژن خاوري منتشر خواهند شد.

اين شاعر كه هم‌اكنون مسؤوليت كانون‌هاي ادبي كتابخانه‌هاي عمومي استان تهران را برعهده دارد، از راه‌اندازي چند كانون ادبي خبر داد.

به ‌گفته‌ي عبداللهي، تاكنون كانون‌هاي ادبي كتابخانه‌ي مركزي پارك‌ شهر، اشرفي اصفهاني، شهيد چمران، علامه دهخدا، محقق حلي، ولي‌ عصر (عج)، شهداي نيروي‌ زميني، گلسار و حضرت فاطمه‌ (س) راه‌اندازي شده‌اند.

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
 
نادر ابراهیمی نویسنده، تصویرگر و سینماگر ایرانی، بعد از ظهر روز پنج شنبه پس از تحمل ۹ سال بیماری در سن ۷۳ سالگی در بیمارستانی در تهران در گذشت.

نادر ابراهیمی چنان که خود نوشته است پیش از این که نوشتن را به عنوان کار اصلی خود برگزیند کارهای زیادی انجام داده است که کمک کارگری تعمیرگاه سیار در ترکمن صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری و تحویلداری بانک، صفحه بندی روزنامه و مجله و کارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش در بازار، مترجمی و ویراستاری، ایران شناسی عملی و چاپ مقاله های ایران شناختی، فیلمسازی مستند و سینمایی، مصور کردن کتاب های کودکان، مدیریت یک کتابفروشی، خطاطی، نقاشی و نقاشی روی روسری و لباس و تدریس در دانشگاه ها بخشی از کارهای اوست.

نادر ابراهیمی یکی از چهره های پرکار هنر و ادبیات ایران بود که از سال ۱۳۴۲ در سن ۲۷ سالگی با انتشار نخستین کتابش با نام "خانه ای برای شب" به جرگه نویسندگان ایرانی پیوست و خیلی زود با کتاب هایی که پشت سر هم نوشته و به بازار کتاب ایران عرضه می شدند، برای خود جایی ویژه در میان نویسندگان ایرانی یافت.

او هم چنین در ساخت سریال برای تلویزیون نیز فعال بود و از میان آثار او می توان به سریال تلویزیونی "آتش بدون دود" به نویسندگی و کارگردانی نادر ابراهیمی اشاره کرد که به زندگی ترکمن های ایران می پرداخت و در مدتی کوتاه به یکی از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون ایران دوره پیش از انقلاب تبدیل شد. او رمانی هفت جلدی هم به همین نام دارد. کیومرث پوراحمد، کارگردان شناخته شده امروز ایران، در آن زمان از دستیاران نادر ابراهیمی در ساخت آتش بدون دود بود و خود بر نقش نادر ایراهیمی در فیلمساز شدنش تاکید دارد.

ابراهیمی هم چنین سریالی با نام "سفرهای دور و دراز هامی و کامی در وطن" ساخت که هدفش
معرفی ایران بود. این مجموعه در آخرین سال های پیش از انقلاب ایران به یکی از پر بیننده ترین مجموعه های تلویزیونی تبدیل شد. البته ساخت و پخش این مجموعه با انقلاب ایران نیمه کاره ماند.

نادر ابراهیمی در زمینه سینما نیز فعالیت داشت و کارگردانی فیلم "صدای صحرا" در سال ۱۳۵۴ ومشاور فیلمنامه فیلم معروف "مغول ها" به کارگردانی پرویز کیمیاوی از جمله فعالیت های او در سال های پیش از انقلاب است.

نادر ایراهیمی تا پیش از انقلاب داستان ها و رمان های زیادی برای بزرگسالان و کودکان نوشت که از میان آن ها می توان به آتش بدون دود، مصابا و رویای گاجرات، بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم، تضادهای درونی، رونوشت بدون اصل، غزل داستان‌های سال بد را برای بزرگسالان و کتاب های کلاغ ها، سنجاب ها و دور از خانه برای کودکان اشاره کرد که هر سه این کتاب ها از کتاب های تقدیر شده در زمان خود بوده و موفق به دریافت جوایزی شده اند.

نادر ابراهیمی در زمان جنگ
نادر ابراهیمی در دوره جنگ ایران و عراق به همراه ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز جوان و گمنام آن زمان، سفری به مناطق جنگی کرد و کتابی درباره این سفر نوشت

نادر ابراهیمی هم چنین در نوشتن کتاب های نظری و آموزش ادبی نیز فعال بوده و کتاب های "براعت استهلال" درباره ساختار و مبانی ادبیات داستانی، "مقدمه ای بر فارسی نویسی برای کودکان"، "مقدمه ای بر مصورسازی کتاب های کودکان"، "مقدمه ای بر مراحل خلق و تولید ادبیات کودکان" و "مقدمه ای بر آرایش و پیرایش کتاب های کودکان" از جمله آثار اوست.

نادر ابراهیمی با نوشتن دو کتاب "ابن مشغله" و "ابوالمشاغل" تجربه ای تازه در زندگینامه نویسی ارائه کرد. از دیگر آثار او که از آن می توان به تجربه ای جدید در عاشقانه نویسی تعبیر کرد، "چهل نامه کوتاه به همسرم" است.

نادر ابراهیمی علی رغم استقبالی که از سوی خوانندگان از آثارش به عمل آمده و اغلب آثارش بارها تجدید چاپ شده، از سوی محافل روشنفکری چندان با استقبال رو به رو نشده و در مجله های مشهور روشنفکری ایران به آثارش توجهی نشده است. این بی توجهی بعد از انقلاب سال 1357 ایران تشدید نیز شده است.

نادر ابراهیمی که مثل خیلی از روشنفکران در آغاز با انقلاب همراه شده بود و مجموعه ای چند جلدی با عنوان "قصه های انقلاب" نوشته بود، همراهی اش را بیش تر از نویسندگان دیگر با انقلاب ادامه داد و برگزاری کلاس های آموزش داستان نویسی و فیلمسازی در حوزه علمیه قم و بازدید از مناطق جنگی همراه هنرمند گمنام آن زمان و کارگردان مشهور این دوره ابراهیم حاتمی کیا که گزارش سفرش را در کتابی به نام "با سرودخوان جنگ، در خطه نام و ننگ" منتشر کرد و نیز نوشتن زندگی نامه ای از آیت الله خمینی رهبر فقید انقلاب ایران از فعالیت های این دوره اوست.

با این همه او را نمی توان از نویسندگان وابسته به حکومت یا نزدیک به آن نامید. او همیشه کوشیده بود تا استقلال خود را حفظ کند و از سوی برخی از نشریات نزدیک به حکومت نیز همواره مورد انتقاد قرار می گرفت و خودی به حساب نمی آمد.

او پس از انقلاب نیز آثار زیادی از خود بر جای گذاشت که از آن جمله می توان به "مردی در تبعید ابدی" درباره زندگی ملاصدرا فیلسوف ایرانی، "صوفیانه ها و عارفانه" بخشی از تاریخ تحلیلی ادبیات داستانی ایران و آخرین کتابش "برجاده های آبی سرخ" بر اساس زندگی میر مهنای دوغابی یکی از عرفای ایرانی اشاره کرد. گرایش او به عرفان و فلسفه ایرانی در سال های آخر عمرش از آثارش پیداست.

با این همه او در سال های پس از انقلاب در زمینه نوشتن برای کودکان فعال تر بود و با تاسیس انشتارات "همگام با کودکان و نوجوانان" با همکاری همسرش دست به انتشار آثار خودش و برخی از نویسندگان از جمله شاعر مشهور و نویسنده کودکان احمدرضا احمدی زد. آثار منتشر شده توسط این انتشارات توانست جوایز محتلفی کسب کند و دو بار از سوی دوسالانه آسیایی و بین المللی تصویرگری تهران به عنوان ناشر برگزیده انتخاب شد.

نادر ابراهیمی بعد از انقلاب پس از سال ها دوری از فضای سینما، فیلمی با عنوان "روزی که هوا ایستاد" با موضوع آلودگی هوا ساخت که تقریبا همه کار فیلم را خودش انجام داده بود، اما این فیلم مورد توجه واقع نشده بود و هرگز موفقیت های پیش از انقلابش تکرار نشد.

نادر ابراهیمی یکی از برندگان جایزه پر سرو صدای ادبیات داستانی در ۲۰ سال بعد از انقلاب بود که در دوره وزارت ارشاد عطاء الله مهاجرانی برگزار شد.

او پس از انقلاب در زمینه آموزش نیز فعال تر بود و برخی از چهره های داستان نویسی و سینما بر نقش نادر ابراهیمی در زندگی هنری خود تاکید کرده اند از آن جمله می توان به کمال تبریزی، کارگردان سینما و تلویزیون ایران، اشاره کرد.

سال ۱۳۸۴ بزرگداشتی برای نادر ابراهیمی از سوی نهادهای غیر دولتی مربوط به ادبیات کودک در خانه هنرمندان برگزارشد که با استقبال بسیاری رو به رو شد.

 

بخواب هلیا....دیر است
دیگر نگاه هیچ کس بخار پنجره ات را پاک نخواهد کرد.
چشمان تو چه دارد که به شب بگوید؟
شب از من خالیست هلیا
شب از من و تصویر پروانه ها خالیست


گویا این ماه ، ماه سوگواری برای اساتید و جوانان هنرمند است ... عمو نادر دلمان برای لحظه لحظه هلیا گفتنت تنگ شده . همین

 

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 
 
   
 
  سلام

خبر بد : فوت ناگهانی ترانه سرای جوان  سیامک پیشدادیان که همه ما رو متاثر کرد ... دوست عزیزم سیامک از بین ما پر کشید و رفت .(  نشانی  : قطعه ۱۰۳ / ردیف ۱۴۷ )

مرو ای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
مروای دوست مرو ای دوست
بنشین با من و دل بنشین تا برسم مگر
به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو

مروای دوست مرو ای دوست
مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو
به گل روی تو
بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل
بنشین تا برسم مگر به شب موی تو
تو نباشی چه امیدی به دل خسته من
تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم
با غم تو
چه کنم با دل تنها که نشد باور من
تو و ویرانی خاموشی کوهم اگر اگر چه کنم با غم تو

چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با این درد دل من ای دل من
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با این درد دل من ای دل م
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با این درد دل من ای دل من
چه کنم با دل تنها چه کنم با غم دل
چه کنم با این درد دل من ای دل م
چه کنم…

وبلاگ سیامک پیشدادیان : http://pinkidol.blogfa.com/

خبر خوب : پایگاه ادبی فرهنگسرای اندیشه تصمیم به انجام مصاحبه با شعرای جوان نموده است . به زودی زود با مصاحبه و معرفی کتاب های عزیزان در خدمت شما خواهم بود .

 
 
 |    نوشته شده توسط شورای دبیران اندیشه
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین